العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
194
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
كند و سرباز زد و شيطان ميان پاهاى خر بود به او فرمود : تو درآ در كشتى خر در آمد و شيطان هم در آمد ، ابليس گفت : من دو خصلت به تو بياموزم ، نوح فرمود : نيازى بسخن تو ندارم ، شيطان گفت : مبادا حريص باشى كه حرص پدرت و مادرت را از بهشت بدر كرد و از حسد بپرهيز كه مرا از بهشت بدر كرد ، به او وحى شد اين دو را از او بپذير گرچه ملعونست . 112 - و از همان : بسندى از امام دهم عليه السّلام كه ابليس در بر نوح آمد و گفتش تو بر من منت بزرگى دارى از من اندرز بخواه من به تو خيانت نكنم ، نوح ، از گفتگو و پرسجو با او گناهكارى دريافت خدا به او وحى كرد با او سخن كن و از او بپرس كه منش بر حجتى به ضرر خودش گويا كنم ، نوح عليه السّلام فرمود بگو ابليس گفت : چون آدميزاده را بخيل يا حريص يا حسود يا زورگو يا شتابزده يابيم مانند گوى او را ميچرخانيم و اگر همه اين خصال در او باشد او را شيطان مريد نام نهيم ، نوح فرمودش منت بزرگ من بر تو چيست ؟ گفت نفرين كردى ، بر اهل زمين و در يك ساعت همه را بدوزخ ريختى و من از آنها فارغ شدم و اگر نفرين تو نبود روزگار درازى گرفتار آنها بودم . 113 - در قصص : بسندى تا ابن عباس كه ابليس بنوح گفت : تو بر من نعمتى دارى و من به تو چند خصلت بياموزم ، نوح فرمود : نعمت من بر تو چيست ؟ گفت : اينكه نفرين كردى بر قومت و خدا همه آنها را هلاك كرد ، بپرهيز از كبر و حرص و حسد زيرا كبر مرا از سجده بر آدم باز داشت و كافر و شيطان رجيم كرد ، و حرص بود كه همه بهشتى كه بر آدم مباح بود جز يك درخت او را واداشت از آن خورد ، مبادا حسود باشى كه پسر آدم از حسد برادرش را كشت ، نوحش گفت : به من بگو در چه وقتى تواناترى بر آدميزاده ؟ گفت هنگام خشم . 114 - و از همان : بسندى از ائمه عليهم السلام كه در اين ميانه كه موسى نشسته بود ابليس نزد او آمد و كلاه بلندى بسر داشت آن را برداشت و نزديك موسى آمد و به او سلام داد ، موسى گفتش تو كيستى ؟ گفت : ابليس ، فرمود : خدا دورت